خفه‌گی ۱۳۹۶
1 vote, average: 7.00 out of 101 vote, average: 7.00 out of 101 vote, average: 7.00 out of 101 vote, average: 7.00 out of 101 vote, average: 7.00 out of 101 vote, average: 7.00 out of 101 vote, average: 7.00 out of 101 vote, average: 7.00 out of 101 vote, average: 7.00 out of 101 vote, average: 7.00 out of 10 (7.00)
Loading ... Loading ...
ستارگان
نوید محمدزاده، الناز شاکردوست، پرديس احمديه
محصول کشور
ایران
موضوع:
جنایی, درام, فیلم‌های برتر
تاریخ اکران:
26 مهر 96
زمان فیلم:
1 ساعت 47 دقیقه
کارگردان:
فریدون جیرانی
رده سنی:
بالای 18 سال
کیفیت:
-----
زبان:
فارسی
سال تولید:
1396

ماجرای فیلم

خفه‌گی داستان رهایی و فرار زن نگون‌بختی از دست آزارهای شوهر جانی‌اش را به نمایش می‌کشد که روی کمک پرستارش حساب باز کرده اما درست از همان جایی که انتظارش را ندارد به دام هولناک مرگ می افتد.

نقد فیلم

خفه‌گی: کنایه سیاسی یا نقد اجتماعی

فیلم خفه‌گی آخرین ساخته‌ی کارگردانِ همیشه به دنبالِ اعتبارِ سینمای ایران، فریدون جیرانی است. کارگردانی با آثار متوسط اما علاقه‌مند به داشتن جایگاهی فراتر از متوسط در سینمای کشور. کارگردانی که می‌داند سهم سرگرمی در چندضلعیِ نامتقارنِ سینما بیشتر است اما آن‌قدر باهوش است که بداند اینجا ایران است و اعتبار سینمایی و هنری با روشن‌فکری و ملزوماتش حاصل می‌شود و ژست‌های گاه‌وبیگاه سلبریتی‌گونه در این روزها مایه‌ی شانیت است. تمام این‌ها در کنار روحیه‌ی تجربه‌گرای او که در کارنامه‌ی متفاوتش به‌خوبی به چشم می‌خورد، می‌تواند او را به ساخت یک درام ماجراجویانه با چاشنی هراس در سنین بالای عمرش هدایت کرده باشد.

بدون شک خفه‌گی یک اثر فرمال متفاوت در سینمای ایران محسوب می‌شود که تلاش‌های قابل‌اعتنایی در فرم نورپردازی و فیلم‌برداری و اصولاً تصویر ارائه‌شده‌ی نهایی، در آن اتفاق افتاده است که شاید یک جوان پر جنب‌وجوش امروزی که گه‌گاه علاقه‌مندی به عکاسی یا ساخت کلیپ‌های شخصی برای شبکه‌های اجتماعی نیز از خود نشان می‌دهد را جذب خود کند و یا بتواند به‌عنوان یک فیلم متفاوت و حتی تجربی خود را در دل مخاطبان خاص سینمای ایران که گاه‌وبیگاه به نظاره‌ی خیل عظیمی از فیلم‌های عمدتاٌ پرت‌وپلای هنر و تجربه می‌نشیند و به دید تحقیقاتی و پژوهشی به آن‌ها نگاه می‌کند، به‌خوبی جا کند و حتی در جشن‌ها و جشنواره‌های قارچ گونه که از هر محفلی یکی از مدل‌های سمی‌اش بیرون زده، در کنار شوی لباس و تبخترهای غربی بی‌هنرانی که از وجوه رسانه‌ای سینما فقط شامورتی‌بازی‌هایش را یاد گرفته‌اند، به‌راحتی بتواند خود را مطرح کند اما درنهایت یک سرنوشت دارد و آن نمایش بر روی یک پرده‌ی عریض است؛ در تاریکی برای مردمی که روی صندلی نشسته‌اند و این مجموعه را امروزه سینما می‌نامند. جایی که فیلم خفه‌گی به‌واقع تماشاگر را خفه می‌کند تا روایت کند و جلو برود و با خواهش و تمنا، کاملاٌ بیهوده به پایان برسد.

نقد فیلم خفگی فریدون جیرانی

کارگردان محترم فیلم احتمالاٌ برخلاف روندی که از او انتظار می‌رفت، در این فیلم ابتدا یک فضای فیلم‌سازی با المان‌های خاص را در نظر گرفته و تصمیم برساخت فیلمی سیاه‌سفید با ساختارهای تصویری اکسپرسیو و بازی‌های سرد و فضاسازی هولناک و گاهی فیلم نوآری با فم‌فتال متزلزل گرفته است و سپس به جور کردن داستانی برای آن مشغول شده است. داستانی که هر سوی آن را می‌گیری از سوی دیگر لیز می‌خورد و آن‌قدر مبهم و ساده انگارانه با مخاطب برخورد می‌کند که بیننده یک‌لحظه شک می‌کند که علامت +۱۸ را روی پوستر فیلم دیده یا -۱۸ و به همین سبب انیمیشن‌وار از منطق داستانی می‌گذرد تا صرفاٌ فرم تماشاگرپسند کار همچنان آزارش دهد و غرق در لذت در سینما چیپسش را نوش جان کند.

فیلم خفه‌گی به‌واقع تماشاگر را خفه می‌کند تا روایت کند و جلو برود و با خواهش و تمنا، کاملاٌ بیهوده به پایان برسد

داستان دو اتفاق محرک مهم برای قهرمانش دارد که هیچ‌کدام شاید ثانیه‌ای هم فکر نویسنده را در قابلیت رئالیستیش به چالش نکشیده باشد. اول احتیاج صحرا مشرقی (با بازی الناز شاکردوست) به خانه، توأمان با حس دلسوزانه نسبت به نسیم سازگار (با بازی پردیس احمدیه) که او را وادار به انجام عملی خطرناک و پر ریسک می‌کند (همچنان که خودش در دیالوگی می‌گوید می‌خواسته خانه داشته باشد و حالا حتی دیگر شغلش را نیز نمی‌تواند داشته باشد) و دوم عشق او به مسعود (با بازی نوید محمدزاده) که موجب قتل نسیم و سپس مرگ خود او می‌شود. به‌واقع این دو اتفاق در روند داستان به‌کل تعجب‌برانگیزند و به‌سادگی در ذهن مخاطب این سؤال را ایجاد می‌کند که چرا؟!

چرا صحرا مشرقی برای اجاره یک خانه باید تن به هوس‌های یک مرد پیر خرفت که پایش بو می‌دهد، بدهد و یا برای نسیم دزدی کند تا او خانه‌اش را به او بدهد؟! مگر خانه‌های شهر در تملک خانه‌دارانی است که فقط با دزدی و شهوت‌رانی خانه به دیگران می‌دهند و یا اینکه صحرا مشرقی به‌صورت مجانی در تیمارستان کار می‌کند و نمی‌تواند حتی یک خانه اجاره کند و غم عالم برایش شده یک خانه؟!

چرا صحرا مشرقی تنهاست و با مردی ارتباط ندارد؟! کور و کچل است؟! چرا اتفاقا همه مردان فیلم ازجمله پیرمرد خرفت و مسعود به‌سرعت می‌توانند برای او یک گزینه به‌حساب بیایند ولی مثلاٌ میوه‌فروش سر کوچه تا به امروز نمی‌توانسته این نقش را ایفا کند؟! مشکل خاصی که ندارد. مردان را نیز که پس نمی‌زند بنابراین یا در شهر خواجه‌ها زندگی می‌کند و یا به‌احتمال قوی‌تر به حرف کارگردان محترم گوش داده و تا آن لحظه منتظر یک مرد زن‌دارِ روانی مانده تا بیاید و با یک تعارف بدو بدو عقدش شود.

اصلا چرا مسعود به تیمارستان می‌آید و با یک گواهی عدم تعادل روحی و به‌حکم نسبتش با نسیم اموال را پس نمی‌گیرد و به دنبال نقشه کشیدن با صحرا مشرقی می‌رود؟! و یا اصلاٌ نسیم سازگار از کجا می‌دانسته که اگر به تیمارستان بیاید صحرا مشرقی‌ای پیدا می‌شود و او را کمک می‌کند تا از این مخمصه بیرون بیاید؟! و هزار چرای دیگر…

اما اگر از داستان مضحک و کودکانه‌ی فیلم بگذریم و دل به دل کارگردان بدهیم تا انیمیشن تخیلی‌اش را به انتها برساند (که تجربه این حجم از تخیل روانی گونه شخصیت‌های فیلمش را قبلا در فیلم فاجعه‌آمیز پارک وی نیز به خورد ما داده بود) هم‌چنان تماشاگر را ناامید می‌کند و با سکانس‌های بیهوده و بی‌منطق و خسته‌کننده و صرفاٌ نور بازی‌های قشنگ چشم بیننده را نوازش می‌دهد و تا تمام پدران خسته از سرکار برگشته را خواب نکند دست برنمی‌دارد. به‌جرئت می‌توان گفت نیمی از باقی‌مانده فیلم با نیمی از تماشاگران باقی‌مانده ادامه می‌یابد که البته نگارنده‌ی مطلب از نیم باقی‌مانده‌ی افراد در سالن بود و می‌توانید نیم دیگر مطلب را با خیال راحت دنبال کنید!

.

نقد فیلم خفگی

ریتم فیلم از سکانس تقلیدی حتی در فرم یعنی افتادن از پله‌های خانه‌ی نسیم و مسعود و حضور مسعود بر بالین صحرا تغییر می‌کند و داستان با جذابیت‌های روایی و تعلیق لو نرفتن نقش شریک دزد و رفیق غافله‌ی صحرا مشرقی، سروشکلی جذاب به خودش می‌گیرد و اینجاست که نیم باقی‌مانده کم‌کم شروع به بیدار کردن آن دسته که هم‌چنان در سینما مانده‌اند می‌کند تا خبر خوش هدر نرفتن پول پرداخت‌شده برای فیلم را به آن‌ها بدهد اما متأسفانه روایت تخیلی و فضاسازی روی‎اعصاب فیلم این اجازه را نمی‌دهد تا مخاطب بتواند با فیلم ارتباط برقرار کند و تیر خلاص این ناامیدی با تصمیم بی‌منطق و ‌حساب‌وکتاب صحرا مشرقی و سپس مسعود به تماشاگر زده می‌شود

اگر فرم داستان و فضاسازی‌های آن را با تمام ضعف‌های عدیده‌اش کنار بگذاریم و به محتوای آن بیندیشیم باز دستاورد دندان‌گیری نصیبمان نمی‌شود. تمام افراد فیلم شخصیت‌های چرک و کثیفی‌اند که این چرکی بودن آن‌قدر زیاد است که گاهی صحت آن برای مخاطب موردتردید قرار می‌گیرد. صحرا مشرقی (الناز شاکردوست) یک روانی عقده‌ای تنها، ترسو، ضعیف و قاتل است. مسعود هم (نوید محمدزاده) یک روانی دو زنه‌ی قاتل است. برادر مسعود (پولاد کیمیایی) یک روانی ورشکسته، شکاک و عصبانی است. نسیم (پردیس احمدیه) یک بیمار روانی خائن به شوهر و ساده‌لوح است. زهره (ماهایا پطروسیان) یک زن دمدمی‌مزاج، ضعیف، وابسته و فرصت‌طلب است. به‌واقع کارگردان چه قصدی برای ترسیم چنین جهانی برای مخاطب دارد؟! فیلم در چه زمان و جغرافیایی می‌گذرد؟! آیا کارگردان کنایه سیاسی میزند؟! نقد اجتماعی به جامعه دارد؟! برای خوش‌آمد جشنواره‌ها و فضاهای روشنفکرنما فیلم می‌سازد؟! نگاه فیلم خفه‌گی به زن و مشخصا زن ایرانی که از ابتدای فیلم به دنبال عقد شدن و کندن مال و اموال مرد است و با یک‌کلام از یک مرد متأهل به شوق می‌آید و احساس می‌کند افتخار بزرگی نصیبش شده که عقد دائم یک مرد شده، نگاه صحیحی است؟! از آش فیلم جیرانی که یک سایکودرام به سبک فیلم‌های اروپایی با نورپردازی به سبک فیلم نوآر و فضاسازی‌های به سبک فیلم‌های اکسپرسیونیستی و به‌کارگیری ستاره‌ها به سبک فیلم‌های آمریکایی است چه پنجه‌ی علی‌اصغری قرار است نمایان شود؟!

اگر فرم داستان و فضاسازی‌های آن را با تمام ضعف‌های عدیده‌اش کنار بگذاریم و به محتوای آن بیندیشیم باز دستاورد دندان‌گیری نصیبمان نمی‌شود

ستاره‌های فیلم که مخاطبان زیادی در بدنه‌ی سینمای کشور دارند نمی‌توانند تصویر یک کست هماهنگ و دارای هارمونی را به مخاطب منتقل کنند و زیر یک دنیا گریم مد روز چیز ویژه‌ای در بازی به مخاطب ارائه نمی‌دهند. نوید محمدزاده یک لانتوری دیگر را عیناٌ درصحنه‌های عاشقانه روانی خود بازی کرده و بعید نیست حتی کارگردان چنین جمله‌ای را به او گفته باشد؛ که همان همیشگی یا همونکه تو اون فیلم بودی و این برای یک سینما پیامی جز فاجعه نیست. الناز شاکردوست بااینکه نقش متفاوتی را در این فیلم ایفا کرده اما عملاٌ نمی‌توان گفت بازی ویژه‌ای از خود به نمایش گذاشته است و تنها با یک گریم قوی مداوم و بدون حتی ذره‌ای ری‌اکشن به بازیگر مقابل خود خیره می‌شود و اصولاً هم به نظر می‌رسد فیزیک صورت او و توانایی صوتی‌اش به چنین نقش‌هایی به‌هیچ‌عنوان نزدیک نیست و در نقش یک دختر لوس بیشتر می‌تواند تناسب را در او مشاهده کرد. این اتفاق در رابطه با پردیس احمدیه نیز در این فیلم افتاده و می‌توان واقعا تیم کستینگ فیلم را بابت چنین کست ناهماهنگ و بی‌ربطی شایسته تمشک بلورین دانست.

در پایان باید گفت که یکی دیگر از کارهای سخت دنیا با فیلم خفه‌گی کشف شد و آن کار، تحمل این فیلم تا به انتها در سینما است. فیلمی که آسمانش همواره برفی و سرد است و فرقی بین افراد تیمارستانی با بیرون وجود ندارد چه‌بسا آنکه در تیمارستان است سالم‌تر است و آنکه بیرون و در عصر یخبندان جامعه است یک روانی است که فقط می‌خواهد خودش را پروار کند. به همین علت است که در انتهای داستان خفه‌گی تماشاگر مسعود را همچون شطرنج‌بازی می‌بیند که مهره‌ها را بسیار عجیب‌وغریب چیده بود اما همه تصمیم‌هایش درست و دقیق او را به مقصد رساند اما هر طور فکر می‌کند نمی‌فهمد که چرا بازیکنان دیگر این‌قدر احمقانه در نقشه او بازی کردند و قطعاٌ ترجیح می‌دهد به قسمت‌های خوبش که شاید خواب و یا خوراکی در سینما بوده فکر کند و همچنان احترامش برای جیرانی را حفظ کند و فقط با سکوت به خانه‌اش بازگردد.

استفاده از این مطلب با ذکر نام سینماوا و لینک به این صفحه مجاز است.

فیلم خفگی دانلود فیلم خفگی نوید محمد زاده. نقد و تحلیل فیلم ایرانی خفه‌گی. ماجرای فیلم خفگی داستان فیلم ایرانی خفگی. دانلود فیلم ایرانی خفگی رایگان با لینک مستقیم فیلم خفگی. فیلم خفگی کامل نقد فیلم خفگی فریدون جیرانی. فیلم جدید ایرانی فیلم خفگی دانلود فیلم سینمایی خفه گی.

تازه‌های فیلم


    به اشتراک بگذارید
    علی منصوری
    به قلم: علی منصوری

    تشنه‌ی هنر و خودش را زورو نقد ایران می داند ...

    7 دیدگاه مطرح شده
    • مینا

      فیلم خیلی سیاه و تیره بود

    • رضا

      فیلم خیلی خوبی بود و به نظر من از باقی فیلم های روی پرده بهتر بود

    • محمدرضا

      این فیلم رو نمیشه در قالب نوآر تعریف کرد

    • mahsa

      فیلم سیاه و سفیده؟

    • بیتا محمودی

      نوید محمد زاده به این نقش های روانی می خوره ولی دیگه تکراری شده

    • مهدی

      بله سوریالیسم هستش

    • زینب

      من فیلم رو دیدم .. عالی بود به شدت توصیه میشه

    بیان دیدگاه